ساریناسارینا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 19 روز سن داره

دختر نازنینم سارینا

سارینا 7 دندانی شد92.87

امروز از صبح تب کرده بودی بخاطر دندانت چون یه 1هفته ای میشه که جای دندانهای پیشین 2دندان پایینیت برامده شده و حالا هم که تب کردی وتا چندروزی ادامه داره امروز تولد خاله فریده هم بود اولین سالی که تو هم حضور خارجی داشتی آخه پارسال حضورت داخلی بود حتی 5.5.92 هم که تولد مامان ملیحه بود باز هم حضور خارجی داشتی ...
11 آبان 1392

25.7.92فهمیدم 1 دندان بالایی سمت راستت درومده و الان 5 دندان داری

سلام به دخمل یکی یدونه خودم حسابی داری خودت بزرگ میکنی و کم کم هم داری به 1سالگیت نزدیک میشی.ان شالله هزار ساله شی فدات شم من ماشالله اینقدر فضول و شیطون شدی که فقط خدا میدونه.چندروز پیش یعنی جمعه 19.7.92تب کرده بودی و گریه میکردی بخاطر دندانی میخاد کنار دندان پاینی هات دربیاد تا اینکه امروز اومدم ببینم دندانت درومده یانه کی یدفعه دیدم بجز اون 2دندانی که بالا داشتی 1دیگه هم دراوردی وای منو بگی باورم نشد انگار 2.3 هفته ای میشده که درومده باشه چون بزرگ بودن ولی دندانهای پاینیت که بخاطرشون تب کردی زیر لثت فقط سفیدن و هنوز بیرون نیومدن وای تا چندروز دیگه اوناهم درمیان ...
3 آبان 1392

عید قربان مبارک وامروز کادوی تولدتم خریدیم برات24.7.93

عزیزه مامان عیدت مبارک عسلم امروز عیده قربان روزی که مردم قربانی میکنن چراش بزرگ شدی برات تعریف میکنم.امروز من و تو بابایی رفتیم بازار و وسایل تولدت برات خریدیم البته کادوی تولدتم برات خریدیم کادوی تولدت یه تکپوش خوشجله که البته اون 2النگوهای خودتم که قبلا برات خریده بودیم و با این تکپوشه عوض کردیم که النگوهات میشد800هزار تومان و این تکپوشه قیمتش 1300000هزارتومان بودکه با اجازت940000هزارتومنش پول تعویض النگوت و یارانت میشد و بقیشم منو بابا بهت کادوی تولد دادیم یعنی360000هزار تومن مبارکت باشه عزیزم اینم عکسش   ...
26 مهر 1392

17.7.92 کمی عکس از سارینا 10ماهه و 9روزه

اینجا دالی تلویزیون نگاه میکردی اینجا هم از بس عادت کردی تلفن بگیری با بابایی حرف بزنی که دیگه کنترل گرفتی جای گوشی تلفن به گوشت گرچه بعضی وقتا دستت میذاری جای گوشی روی گوشت   اینم پاپوشی که برات از تهران خریده بودم     اینجا هم یدفعه اون چشمای انگور سیاهت پاپیونی که روی پاپوشت بود و دیدی و شروع به کندنشون کردی و..... اینجا هم گرفتی توی دستت       واین است عشق.زندگی .نفس ...
18 مهر 1392

9ماهگیت مبارک عشقم 92.6.9

قربون عروسکه ناز شیطونم برم که ماشالله هزار ماشالله شیطون شدی که نگو فقط یکی باید از صبح دنبالت باشه تو گل منی دیگه گل سفیدم.بابا بردت بهداشت برای چکاب 9ماهگیت آخه دخمل نازم 9ماهش شده و حسابی خانوم شده واسه خودش وزنت 10کیلو قدت 70 سانت شده ها شیطون و گفته همه چیزت عالی .بزنم به تخته تا چشمت نزدن         اینجا داشتی بشکن میزدی اینجاهم که داری دس دسی میکنی     ...
15 مهر 1392

6.6.92دخترمامان 4دست و پاراه رفت و دد رفتن گفتی

هزار تا سلام به دخمل شیطون خودم که دست هرچی شیطونه از پشت بسته با کاراش الهی  مامی فدات بشه بعدشم بابایی فدای جفتمون بشه دخمل مامان کلی کارای جدید یاد گرفته که اول از همه دس دسی کردنه و بشکن زدن که تا آهنگ میذارم یا میگم سارینا دست دست دست وتوهم دست میزنی و یا وقتی من یا بابا بشکن  یا دست میزنیم تو هم شروع به دست زدن و بشکن زدن میکنی فدات بشم من و کار جدید بعدیت اینه که دیگه 4دست و پا راه میری و تازه میای ماهارو میگیری و به کمک ما بلند میشی و میایستی و خبر بعدی اینکه دد میگی و بدو بدو تا یکی میخاد بره بیرون سریع میری دنبالش تا ببرتت و گریه میکنی و.چند روز پیش ساعت 4 صبح دیدم یه صدایی میاد تا نگو تو نیم وجبی بیدار شدی نصف شب داری...
15 مهر 1392